بلاگرها

اینفلوئنسر مد و فشن؛ ترند واقعی یا تبلیغ؟

5 دقیقه مطالعه
0

در این مقاله به بررسی نقش استایل اینفلوئنسرها در صنعت مد و فشن می‌پردازیم. این مقاله با یک سوال اساسی آغاز می‌شود؟ آیا ترندهایی که فشن بلاگرها ایجاد می‌کنند واقعی هستند؟ یا صرفا تبلیغات برندها هستند؟ ابتدا نحوه شکل‌گیری اینفلوئنسر مد و فشن را بررسی می‌کنیم. این شکل‌گیری به‌ویژه در اینستاگرام اتفاق می‌افتد. تفاوت میان ترند واقعی و ترند تبلیغاتی یکی از مهم‌ترین عناصر پاسخ‌گویی به پرسش این مقاله است. این مطلب در نهایت نشان می‌دهد چگونه وابستگی بیش از حد به همکاری تجاری می‌تواند اصالت و خلاقیت استایل را کاهش دهد.

اینفلوئنسر مد و فشن در دهه‌ی اخیر به یکی از مهم‌ترین بازیگران صنعت مد تبدیل شده‌ است. دیگر تنها طراحان بزرگ، سردبیران مجلات یا برندهای لوکس تعیین‌کننده‌ ترند‌ها نیستند. امروز یک پست اینستاگرام، استوری کوتاه یا ویدیو چندثانیه‌ای می‌تواند مسیر یک ترند را شکل دهد. این تغییر قدرت، سوالات مهمی را به همراه آورده است. آیا اینفلوئنسر فشن واقعا ترند می‌سازد؟ یا فقط ابزار تبلیغ برندها است؟

ترند چیست؟

برای پاسخ به سؤال اصلی مقاله، ابتدا باید مفهوم «ترند واقعی» را روشن کنیم. ترند معمولا از دل رفتار جمعی، نیاز‌های اجتماعی، تغییرات فرهنگی یا تحولات سبک زندگی بیرون می‌آید. ترندهای واقعی اغلب تدریجی‌اند. در لایه‌های مختلف جامعه نیز نفوذ می‌کنند.
بنابراین الزاما وابسته به یک برند خاص نیستند. در مقابل، ترندهای تبلیغاتی، ناگهانی، پرسر و صدا و کوتاه‌مدت‌اند. این ترندها اغلب حول یک آیتم مشخص، یک برند خاص یا حتی یک هشتگ شکل می‌گیرند. حضور هم‌زمان چندین اینفلوئنسر مد و فشن یا محتوای مشابه، نشانه‌ی واضح یک کمپین برنامه‌ریزی‌شده است.
نه حرکت ارگانیک. این نوع ترند در فضای مجازی به‌سختی قابل تشخیص‌اند. الگوریتم‌ها، تکرار بصری و قدرت روایت سبب می‌شود، یک تبلیغ در قالب «ترند» جا بیفتد. بنابراین مخاطب نمی‌داند آنچه می‌بیند نتیجه سلیقه شخصی است یا استراتژی مارکتینگ.

چگونه اینفلوئنسرها ترند می‌سازند؟

ظهور اینفلوئنسرهای مد هم‌زمان بود با افول تدریجی رسانه‌های سنتی فشن. در گذشته مجلات ووگ، ال و هارپرز بازار نقش اصلی را در ترندها داشتند. اما به‌مرور شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه اینستاگرام گسترش پیدا کردند. قدرت از ساختارهای رسمی به افراد منتقل شد. افرادی که بدون وابستگی به نهادهای رسانه‌ای، سبک شخصی خود را به‌نمایش می‌گذاشتند.
اینفلوئنسرهای اولیه اغلب فشن بلاگر‌هایی بودند که از علاقه شخصی شروع کردند. آن‌ها از استایل‌های روزمره خود عکاسی می‌کردند. همچنین ترکیب لباس‌های قابل‌دسترس و روایت صادقانه از انتخاب‌هایشان، حس نزدیکی و اعتماد ایجاد می‌کرد. ویژگی «قابل لمس بودن» سبب جا گرفتن در دل مخاطب شد.
چرا که مخاطبین اینفلوئنسرها را واقعی‌تر از مدل‌های مجلات یا شوهای فشن می‌دانستند. برندها به‌سرعت متوجه پتانسیل این افراد شدند. همکاری‌های کوچک جای خود را به قراردادهای حرفه‌ای داد. بنابراین این مد اینستاگرامی بخشی از زنجیره‌ی بازاریابی شد. از این نقطه، نقش آن‌ها رسانه تبلیغاتی شخصی بود. تغییری که همچنان نیز محل بحث است.

مطلب پیشنهادی: آشنایی با شناخته‌شده‌ترین فشن بلاگر دنیا؛ کیارا فرانی

قدرت گرفتن اینفلوئنسر مد و فشن به‌عنوان رسانه‌ای مستقل

تأثیر استایل اینفلوئنسرها

یکی از مهم‌ترین پیامدهای مد اینستاگرامی، تغییر الگوی خرید مخاطبان است. خرید دیگر فقط براساس نیاز یا سلیقه‌ی شخصی انجام نمی‌شود. بلکه می‌تواند تحت تأثیر تکرار بصری باشد. و یا حتی ترس از جا ماندن(FOMO) و مقایسه اجتماعی. مخاطب می‌خواهد شبیه فشن بلاگر مورد علاقه‌اش باشد.
حتی اگر آن استایل با سبک زندگی‌اش هم‌خوانی نداشته باشد. این روند به افزایش مصرف‌گرایی، خرید‌های احساسی و انباشت لباس‌هایی منجر می‌شود که عملا استفاده نمی‌شوند. بسیاری از مخاطبان پس از مدتی احساس نارضایتی یا سردرگمی می‌کنند. چرا که با وجود خرید‌های متعدد، هنوز «استایل شخصی» ندارند.
در عین حال نمی‌توان تأثیر مثبت اینفلوئنسر‌ها را نادیده گرفت. آن‌ها دسترسی به مد را ساده‌تر کرده‌اند. ایده‌های استایلی متنوع‌‌تری ارائه می‌دهند. در برخی موارد باعث دیده شدن برندهای کوچک یا طراحان مستقل می‌شوند. مسئله نحوه‌ی مصرف این محتواست، نه صرف وجود آن.

اینفلوئنسر مد و فشن معروف ایرانی؛ تارا سیگاری و الناز گلرخ

رابطه اینفلوئنسر‌ها و برندها

همکاری میان یک فشن بلاگر و یک برند در ذات خود پدیده‌ای منفی نیست. بسیاری از برند‌ها بدون اینفلوئنسر امکان دیده شدن ندارند. بسیاری از اینفلوئنسر‌ها نیز بدون حمایت مالی نمی‌توانند به تولید محتوای حرفه‌ای ادامه دهند. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این رابطه به وابستگی کامل تبدیل می‌شود.
اینفلوئنسر به‌جای انتخاب آگاهانه و نقدمحور، به ویترین متحرک برندها تبدیل می‌شود. استایل اینفلوئنسرها شبیه هم می‌شود، روایت‌ها تکراری‌اند و خلاقیت جای خود را به دستور‌العمل‌های تبلیغاتی می‌دهد. این‌جاست که مخاطب حس می‌کند با «تبلیغ پنهان» مواجه است. برخی اینفلوئنسرها تلاش می‌کنند تعادل را حفظ کنند.
یعنی همکاری تجاری داشته باشند اما هویت استایلی خود را از دست ندهند. این دسته عموما اعتماد بلندمدت مخاطب را حفظ می‌کنند. درنتیجه تأثیرگذاری عمیق‌تری دارند حتی اگر تعداد تبلیغات‌شان کم‌تر باشد.

آیا مد اینفلوئنسر‌ها در حال از دست دادن اعتبار است؟

در سال‌های اخیر، نشانه‌هایی از خستگی مخاطبان نسبت به مد اینفلوئنسرها دیده می‌شود. کاربران بیش‌ از گذشته نسبت به تبلیغات پنهان حساس شده‌اند. آن‌ها به‌ دنبال صداقت، شفافیت و روایت‌های واقعی‌تر هستند. همین مسئله باعث رشد میکرو اینفلوئنسرها شده‌ است. در واقع تولیدکنندگان محتوای تخصصی‌تر نیز روی کار آمده‌اند. مخاطب امروز، کم‌تر تحت تأثیر زرق‌و‌برق صرف قرار می‌گیرد.
آن‌ها بیش‌تر به تحلیل، داستان و هویت اهمیت می‌دهند. این تغییر می‌تواند فرصتی برای بازتعریف نقش اینفلوئنسرها باشد. از فروشنده‌ی ترندهای زودگذر به تحلیل‌گر، منتقد یا الهام‌بخش آگاه. اگر فشن بلاگرها نتوانند خود را با این تغییر تطبیق دهند، تأثیر اینفلوئنسرها بر خرید کم می‌شود. اما با نزدیک شدن به شفافیت، اصالت و مسئولیت‌پذیری، هنوز می‌تواند نقش مهمی در آینده‌ی فشن ایفا کند.

تأثیر اینفلوئنسر مد و فشن در کمپین‌های تبلیغاتی برندها

جمع‌بندی

اینفلوئنسر مد و فشن نه کاملا ترند واقعی را شکل می‌دهد و نه صرفا تبلیغ می‌کند. این کار ترکیبی پیچیده از هر دو است. این پدیده بازتابی از دنیای امروز است. جایی که مرز میان محتوا و تبلیغ، سلیقه و استراتژی و فردیت و بازار، بیش‌ از هر زمان دیگری محو شده است. در نهایت قدرت اصلی در دست مخاطب است. هرچه آگاهی بیش‌تر شود، مصرف محتوا هوشمندانه‌تر خواهد بود. اینفلوئنسرها نیز ناچار به بازنگری در نقش خود می‌شوند. شاید آینده‌ی مد نه در ترندهای پرسر و صدا، بلکه در بازگشت هویت، انتخاب آگاهانه و استایل شخصی شکل بگیر‌‌د. شما می‌توانید برای اطلاع از آخرین اخبار مرتبط با اینفلوئنسرها صفحه بلاگرها را دنبال کنید.